تبلیغات
ایستگاه زمین

ایستگاه زمین

بچه های 89 قبرستان !

دوشنبه 26 خرداد 1393

روزای آخر ..

نویسنده: Ramin mosavi   

در آستانه ی اخرین هفته  دران تحصیل لیسانس در اصفهونیم 
راستی ی چیزایی بگم ؟
بگم؟
بگم؟
تا حالا آخرین امتحانای دوره لیسانستو گذروندی؟
تا حالا آخرین فرجه دوران کارشناسیتو گذروندی؟
تا حالا آخرین غذای کارشناسیتو رزرو کردی؟
تا حالا آخرین بار دخ  ...   ااا هیچی این یکیو  ول کن  بریم بعدی(منظور بد نگیری منحرف 
تا حالا آخرین امتحان دوران لیسانستو دادی؟
تا حالا آخرین چای دوران لیسانستو تو تریا (اعم از متین سنگی زیتون شیمی فنی جدید و... (وای چقد پول چای دادیم ، بدبخت بابام) خوردی؟
خب سبک سری بسه دی یکم سنگین شیم 
اهم اهم 
خوب چه خبرا (اصن نمیدونم کسی اینا رو میخونه یا نه ^  میخونی لایک که نداریم کامنت بزار بدونیم )
ی پست دی هم درباره منابع ارشد میزارم و ــــــــــــــ . . . .          .
فعلا بای

شنبه 9 شهریور 1392

Wake Me Up When September Ends

نویسنده: Erfan Purdayi   

سه شنبه 1 مرداد 1392

As I Lay Dying

نویسنده: Erfan Purdayi   

   آخه همه ش همون بیرون زیر پنجره وایساده هی داره ارّه می کشه هی میخ به اون جعبۀ صاحب مرده می کوبه. درست زیر چشم اَدی، یک جایی که هر نفسی که ادی می کشه پر از صدای ارّه و چکش اوست، یک جایی که ادی او رو می بینه که به ش می گه ببین. ببین چه چیز خوبی دارم برات می سازم. به ش گفتم برو یک جای دیگه. گفتم اکّه هِی، هنوز هیچی نشده می خوای بخوابونیش اون تو. عین اون روزی ست که همین کَش بچه بود، ادی گفت اگه یه ذرّه کود داشتم چند تا گّل می کاشتم، که کش هم لُوَک نون رو ورداشت برد تو انبار پُرِ پِهِن کرد آورد.

   حالا باقی شون هم گرفته اند نشسته اند، عین لاشخور. منتظر نشسته اند دارند خودشون رو باد می زنند. چون که من گفتم اگه تو همین جور هی ارّه بکشی هی میخ بکوبی که آدم دیگه خواب به چشمش نمی آد، اَدی هم دست هاش رو گذاشته بود روی لحاف، عین دو تکه از اون ریشه های درخت که هر چی بشوریشون دیگه تمیز بشو هم نیستند. الان بادبزن و دست دیویی دِل جلو چشممه. گفتم کاش دست از سرش ور می داشتی. هی ارّه بکش، هی میخ بکوب، هی هوا رو همچین روی صورتش به هم بزن که نا نداشته باشه نفس بکشه. اون تیشۀ نحس هم هی بزن بتراش، بزن بتراش. بزن بتراش، اون قد که هر کی از تو جاده رد شد وایسه این جعبه رو دید بزنه، بگه عجب نجّاریه این کش. اگه دست من بود وقتی کش از بالای اون کلیسا افتاد یا اگه دست من بود وقتی بابا اون بار هیزم افتاد روش ناکارش کرد، اون وقت این جور نمی شد که هر ناکسی تو این ولایت بیاد وایسه زُل بزنه ادی رو نگاه کنه، چون که اگه خدایی هم هست پس به چه درد می خوره؟ کاش فقط من بودم و اَدی سر یک تپۀ بلند؛ من سنگ ها رو هل می دادم پایین تو صورت شون، ور می داشتم می زدم تو صورت شون و دندوناشون و خدا می دونه هر جا که می خورد، تا وقتی که اَدی آروم می گرفت. اون تیشۀ نحس هم نبود که هی بزن بتراش. بزن بتراش تا آروم می گرفتیم.

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392

Hawaii Hotspot Puzzle. Suggesting Hawaii As A Moving Convergent "Coldspot".

نویسنده: Ramin mosavi   


Two microplates - two pieces of the puzzle.
   I'm sure I am not the first to point out the next fundamental controversy about Hawaii Hotspot. Let's consider the border between the two microplates:
- first: the microplate between Mendocino and Murray Fracture Zones. Let's assume Kure Atoll, Midway Atoll belong to this microplate.
- second: the microplate between Murray and Molokai Fracture Zones. Let's assume Pearl and Hermes Atoll, Laysan Island belong to this microplate.

Rolling events back.
   Murray Fracture Zone points roughly to Pearl and Hermes Atoll that is approx 2,300 from Kilauea, current location of the hotspot. Rolling events back, we may suggest that at proposed 8-9 sm/year speed, the hotspot was at Pearl and Hermes Atoll location some 25-30 million years ago.

   To see how the microplates were positioned one relative to another back 25 MY ago, let's just cut the oceanic crust that was spread for the past 25 MY (including the crust that has been overridden by the NA continent). There is huge difference between the amount of crust that was spread by the microplates. Roughly, the second plate added approx more than 400km of it's length than the first microplate did.

Hotspot motion.
  Back 25 MY:
- the oceanic floor of Pearl and Hermes Atoll was approx 400km east relative to Midway Atoll .
- then in no time the hot spot must had jumped from Midway Atoll over that 400km east to build Pearl and Hermes Atoll. 
- then the hotspot slowly returns to its normal position; the Pearl and Hermes Atoll, that was left behind the hotspot, returns back on the faster moving microplate to get in line with Kure and Midway Atolls. This concept of "smart" oscillating hotspot looks unrealistic to me.

   Some break in the path around Pearl and Hermes Atoll seems to exist, but as the break distance is considerably less than expected 400km, we may conclude that the microplates did spread at different rates, but the spot is the feature of geometry of global tectonic forces around the region.

Suggesting another mechanism for Hawaii - moving convergent "coldspot".
   The microplates are spreading out at different rates and are bumping into the wall of oldest crust. There must be convergent/divergent zones to accommodate the different rates of the crust spreading. Why not to suggest Hawaii to be a part in the convergent process?

Comparing magma beneath the divergent boundary to the stuff beneath a convergent "coldspot".
   The material of the accommodated crust is not exactly the same as the material of the fresh magma coming from bottom into the divergent boundary. Accommodated sediments change chemical composition and melting point of the stuff beneath the convergent "spot". In fact as the melting point gets lower, the spot along the path better be called "coldspot", not "hotspot". Many other parameters should be different between the fresh magma and the stuff beneath the spot, but, I, Sergey D. Sukhotinsky, the author of this post, think that this probably should be the theme for another post.

Conditions to maintain the process of pumping magma/lava up.
- sufficient temperature gradient along the magma/lava path;
- deformations within the spot of the amplitude and speed to cause sufficient local displacements of magma/lava;

Conditions the process of pumping magma/lava stops at:- too much oceanic crust is brought up and down by the convergent coldspot:
   a)the cold layer gets too thick, the temperature gradients gets too low;
   b)the spot "diffuses"; the greater region gets the deformations, local displacements of magma/lava diminishes;
- the spot moves off the focus of global tectonic forces, the amplitude of crust deformations drops. 
The regions cools down as magma stops pumping up; the region gets resistant to deformations due to the increased thickness of crust.

The focus of global tectonic forces probably is the intersection of the two lines:
- North to South fracture line through the Pacific plate.
- West to East probable fracture line connecting south borders of Asia and North America. Thick and rigid continents prevent Pacific plate from bending between continents along West-East line when Moon's plane of orbit gets North. Thus the max bending stress of Pacific plate would be along the probable WE fracture line connecting south borders of Asia and North America.

The "coldspot" process resumes:
- the focus of global tectonic forces moves south-east on the plate as the plate itself moves north-west;
- magma under the new location is not spoiled with sediments;
- the amplitude of crust deformations is good at the location because the crust here is pre-bent by the load of the chain of volcanoes and the chain itself ceased to bend due to the increased thickness.
  New fracture segment develops south-east to the old sub-chain of volcanoes.  The fracture pumps magma up developing new segment of the volcano chain.

How to tell if the concept is correct.
   I need more time to figure it out; right now I got a couple of ideas on where to look for the evidences:
- the relief of the chain of volcanoes should show that the region is under west-east compression, that contradicts slab-pull concept but is in line with ridge-push concept; 
- there should be a gap in the age of the sediments (and crust) on the both west and east sides of the chain because some crust was consumed to build the volcanoes and to recycle the bottom of the spot into underlying magma. The time-width of the time-gap should roughly be equal to the time span a volcano was active within. That is somewhat greater time than it is now usually thought of. That's because the evidence of early activity of a segment of volcano chain is hidden deep within the volcano or even got molten and got recycled into the underlying magma. I'd like to estimate the time gap could be as great as up to 10MY.
--

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392

دکتر مانوئل بربریان

نویسنده: Ramin mosavi   

دكتر مانوئل بربریان در سال 1324 در تهران، در خانواده اى مسیحى و ارمنى پا به جهان گذاشت. دوران تحصیل دبستان و دبیرستان خود را در تهران گذراند و در سال 1343 با كسب رتبه اول از دبیرستان خوارزمى فارغ التحصیل شد. علاقه شدید وى به زمین شناسی، وى را براى تحصیل در این رشته به گروه زمین شناسى دانشگاه تهران كشاند تا سرنوشت مقدمات ظهور یكى از بزرگترین لرزه شناسان كشور را فراهم آورد. وى در سال 1347 با كسب رتبه اول در این رشته فارغ التحصیل گردید.
مانوئل جوان پس از دریافت مدرك لیسانس به سازمان زمین شناسى كشور پیوست و در فاصله سالهاى 1350 تا سال 1356 در سمتهاى زمین شناس، سنگ شناس، نماینده سازمان زمین شناسى كشور در همایشهاى بین المللى، مسئولیت مشترك با مؤسسه بین المللى دیمز و مور در اتتخاب ساختگاه و مطالعه خطرهاى زمین شناختى نیروگاه هسته اى بوشهر، معاونت و ریاست بخش زمین ساخت و لرزه زمین ساخت سازمان زمین شناسى كشور فعالیت كرد، اما شوق ادامه تحصیل و علاقه بیش از حد وى به لرزه زمین ساخت و لرزه شناسى باعث شد تا وى در سال 1356 (1977) تمام مسئولیتهاى خود را رها كرده و برای ادامه تحصیل راهى انگلستان شود.
مانوئل سالهای 1977 تا 1981 را به عنوان دانشجوى تحصیلات تكمیلى در بخش ژئودزى و ژئوفیزیك دانشگاه كمبریج سپرى كرد، و در سال 1981 با دریافت مدرك دكترى در رشته ژئوفیزیك و با تخصص در لرزه زمین ساخت و لرزه شناسى زلزله از این دانشگاه فارغ التحصیل گردید و پس از بازگشت به میهن و اشتغال مجدد در سازمان زمین شناسى كشور در فاصله سالهاى 1360 (1981) تا 1369 (1990) به عنوان پژوهشگر، كارشناس ارشد زمین شناسى و رئیس بخش در پژوهشهای صحرایى زمین لرزه، مدیرطرح بم- زاهدان در پروژه شناسایى زمین شناسى- معدنى، و به عنوان مشاور علمى رئیس سازمان به فعالیت پرداخت. در همین دوران، ضمن تدریس در دوره كارشناسى زمین شناسى دانشگاه تهران و كارشناسى ارشد زمین شناسى ساختمانى- زمین ساخت در دانشگاه تربیت مدرس، به عنوان مشاور در انتخاب ساختگاه و مطالعات لرزه زمین ساخت و خطر زمین لرزه در پروژه هاى مهم ملى مانند سدهاى بزرگ، نیروگاهها، پالایشگاهها، كارخانه هاى بزرگ و مناطق شهرى فعالیت كرد. وى در سال 1990 (1369) به عنوان عضو هیئت مدیره مؤسسه بین المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله برگزیده شد.
دكتر بربریان درسال 1990 عازم آمریكا شد تا فعالیتهاى پژوهشى خود بر روى ایران را در آنجا دنبال كند. در 2 سال اول پس از عزیمت خود در گروه صحرایى مطالعه دیرینه لرزه شناسى گسل سان آندریاس در مؤسسه فناورى كالیفرنیا و در تدوین نخستین كاتالوگ زمین لرزه ایران در یونسكو شركت داشت و از 1992 تا كنون نیز در مؤسسه Najarian نیوجرسی آمریكا به عنوان متخصص زمین شناسی و محیط زیست مشغول فعالیت است.
انجمن زمین شناسى ایران در سال 1377 به پاس سالها پژوهش بر روى لرزه شناسى و پیشبرد دانش زمین لرزه و نقش دكتر بربریان در زمین ساخت ایران، وى را به عنوان اولین زمین شناس نمونه سال اتتخاب كرد.
دكتر بربریان با بیش از 22 سال تجربه دانشگاهى، صحرایى و پژوهشى در علوم مرتبط با زمین لرزه و 8 سال تجربه در علوم- مهندسى محیط زیست و خطرهاى زمین ساختى، موفق به ارائه بیش از 250 مقاله در زمینه هاى لرزه شناسى، لرزه زمین ساخت، زمین شناسى زمین لرزه ها، ارزیابى خطر لرزه اى، زمین ساخت، زمین شناسى ناحیه اى، زمین شناسى ساختارى، زمین شناسى صحرایى، تقشه هاى زمین شناسى، علوم و مهندسى محیط زیست شده است. مقاله هاى كلیدى وی در مورد زمین ساخت ایران، همچنان مرجع بسیارى از مطالعات زمین شناسى ایران است و بسیارى از ناگشوده هاى زمین شناسى ایران را حل كرده است.
وى به زبانهاى انگلیسى، ارمنى، فارسى، تركى و آشورى تسلط كامل دارد و در مدت اقامت در ایالات متحده، با دانشمندانى از دانشگاه كمبریج، آكسفورد، اورگون، آزمایشگاه جت كالتك- ناسا، و سازمان یونسكو، در پروژه های گوناگون بین المللى همكارى داشته است.
دكتر بربریان به عنوان یكى از دانشمندان بزرگ لرزه زمین ساخت جهان و از چهره هاى علمى درخشان عصر حاضر، داورى مقالات مجله هاى علمى معتبرى همچون Journal of Asian Earth Sciences,Geological Magazine, Tectonophysic, Nature را به عهده داشته و عضو مؤسسه ها و انجمنهاى بسیارى همچون: فرهنگستان علوم نیویورك، مؤسسه زمین شناسان حرفه اى آمریكا، اتحادیه پیشبرد علوم آمریكا، مؤسسه پژوهشهاى مهندسى زلزله آمریكا، انجمن فلسفه كمبریج، انجمن زمین شناسى لندن، انجمن زمین شناسى آمریكا، اتحادیه ژئوفیزیك آمریكا، موسسه زمین شناسى آمریكا، انجمن لرزه شناسى آمریكا، مؤسسه بین المللى پیشگیرى و كاهش خطرهاى طبیعى كانادا مى باشد. در مراسم كتاب سال جمهورى اسلامى در سال 1364 نیز یكى از كتب وى موفق به دریافت جایزه ویژه این مراسم گردید.
مانوئل بربریان به رغم زندگى در ایالات متحده، علاقه به زبان فارسى و ایران زمین را همچنان حفظ كرده است و پژوهشهایی نیز در متون قدیمى زبان فارسى انجام داده كه یكى از آثار بسیار ارزشمند و خواندنى وى به نام «جستارى در پیشینه دانش كیهان و زمین در ایرانویچ» نتیجه عشق و علاقه ناگسستنى وى به زادبوم خود و زبان فارسى است. وى در این كتاب، پیدایش انگاره رانه قاره اى را به ابوریحان بیرونی نسبت مى دهد.
پیام دكتر بربریان براى دانشجویان و زمین شناسان جوان:
مهر ورزیدن به كشور، ایرانشهریان، پژوهش و كار به عنوان "راه" و نه "هدف" چون "هدف" برای رهرو در این راه:
نوشیدن ذره ای از قطره دریای بیكران روشن شدگی،
آگاهی از گوشه ای از راز سرچشمه سپندارینه نیروهای گیتیانه فراانسانی، و قانونهای فیزیكی چیره بر آنها و كهكشانهاست.
خنك سپندینه رهروانی كه این راه زیبا را پیمودند، شعاعی از نور خورشید را به چشم دیدند و بدین سان راه را به دیگر رهروان نشان دادند و خود به خورشید پیوستند.

متن مصاحبه گاهنامه علمی و تخصصی تتیس (دانشگاه شهید بهشتی) با دكتر بربریان

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392

ترانه، افشین مقدم

نویسنده: Erfan Purdayi   

با تمام وجود غمگینم، مثل وقتی که زن نمی سازه

مثل وقتی که دوست می میره، مثل وقتی که تیم می بازه

با تمام وجود غمگینم، مثل اوقات تلخ تنهایی

فکر کردن به سکس با رویا، شرم احساس زود ارضایی

با تمام وجود غمگینم، لول تریاک زیر این تخته

دست و پاهامو با طناب نبند، ترک اعتیاد واقعاً سخته

با تمام وجود غمگینم، مرگ جزئی از آرزوم شد

بهتره شعرمو شروع کنم، باز سیگار من تموم شد

با تمام وجود غمگینم، شادی ام مال سال ها قبله

چشم باز ایستاده می خوابم، مثل اسبی که توی اصطبله

با تمام وجود غمگینم، کشورم نفت به جهان می ده

شهرونداش مثل سربازن، همه چی بوی پادگان می ده

با تمام وجود غمگینم، تشنه ام مثل فیل بی خرطوم

رو سرابم دقیق شه چشمام، عاج من خرد می شه با باتوم

با تمام وجود غمگینم، حق آزادی انتزاعی شد

وای هفتاد ملیون مثل من، درد شخصی اجتماعی شد

جمعه 6 اردیبهشت 1392

غزل

نویسنده: Erfan Purdayi   

سبزه ها را گره زدم به غمت

غم ِ از صبر بیشتر شده ام

سال ِ تحویل ِ زندگیت به هیچ

سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم

خسته از انتظار و دوری ها

سال هایی که آتشم زده اند

وسط ِ چارشنبه سوری ها

ماه من بود و عشق دیوانه!

تا که یکدفعه آفتاب آمد

ماهی قرمزی که قلبم بود

مُرد و آرام روی آب آمد

پشت اشک و چراغ قرمزها

ایستادم! دوباره مرد شدم

سبزه ای توی جوی آب افتاد

سبز ماندم اگرچه زرد شدم

سبزه ها را گره زدم امّا

با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟

مثل من ذرّه ذرّه می میرند

همه ی سال های بی تحویل!

مهدی موسوی

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392

کاریکاتوری که به حقیقت پیوست!

نویسنده: Ramin mosavi   

تابناک: طرح جلد مجله فکاهیون در سال 65 که قرار بود در سال دو هزار به واقعیت بپیوندد ولی خیلی زودتر واقعی شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ساعت فلش

دیکشنری آنلاین

نمایش آی پی

تصویر استاتیك

ابزار وبلاگ

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);