تبلیغات
ایستگاه زمین

ایستگاه زمین

بچه های 89 قبرستان !

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392

تهران در انتظار زلزله‌ ای بزرگ

نویسنده: Ramin mosavi   

پایگاه خبری قانون: زلزله‌ای «مهیب» برای پایتخت در راه است. این هشداری ست که سال هاست توسط کارشناسان داخلی و خارجی علم زلزله شناسی به مردم و مسئولان داده شده و گرچه شاید در عمل چندان جدی گرفته نشده اما به واقع جدی است و بنا بر مطالعات زمین شناسی، 30 سال نیز از زمان وقوع مجدد آن گذشته.

 گسل‌های فعال تهران، پنهان از نگاه آسوده مردم اما جایی درست زیر پای آن ها، در حال ذخیره انرژی و خشم از حرکت گام‌های بی‌شماری هستند که تهران را انباشته و روز به روز بر آن افزوده می‌شود.


 «من ایمان دارم که زلزله بزرگی در انتظار تهران است.» این را «بهرام عکاشه» پدر علم زلزله شناسی ایران و رئیس سابق بخش زلزله شناسی موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، در گفت و گو با «قانون» برای چندمین بار هشدار می‌دهد و می‌گوید که در صورت وقوع این زمین لرزه، از تهران جز جنازه‌های بی صاحب، جز زخمی‌های بی‌شمار و جز تلی از آوار که تا سال‌ها غیر قابل سکونت خواهد بود، چیزی باقی نخواهد ماند.

هراس از زلزله اخیر استان‌های بوشهر و سیستان و بلوچستان، این روزها بار دیگر توجه پایتخت نشینان را متوجه هشدارهایی کرده که کارشناسان سال‌هاست نسبت به زمین لرزه قریب‌الوقوع تهران می‌دهند. مردم این روزها از تاریخ آخرین زمین لرزه در تهران صحبت می‌کنند و این که سال‌ها از موعد وقوع آن گذشته است. این شنیده‌ها تا چه حد منطبق بر واقعیت است، و آیا تهران از لحاظ تاریخی همواره مستعد زمین لرزه بوده است ؟

ادامه مطلب

شنبه 31 فروردین 1392

help

نویسنده: Ramin mosavi   

عاغا یکی بیاد کــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــک من نمیخوام بمیرم حد اقل تو این اصفهان خراب شده 

جمعه 30 فروردین 1392

فیلد ایران- یزد

نویسنده: Ramin mosavi   

پنجشنبه 15 فروردین 1392

بعد از تو

نویسنده: Erfan Purdayi   

خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی

در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟!

خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست

در می روم این خانه را… هرچند که در نیست!

عکس کسی افتاده ام در حـــوض نقاشــــی

محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی

گـــــُه می خوری با او بخندی توی مهمانی

می خواهمت بدجور و تو بدجور مـی دانــی

هذیان گرفته بالشم بس کـه تبم بالاست

این زوزه های آخـــرین نسل ِ دراکولاست

از بین خواهد رفت امّا نه به زودی ها!

از گــــردن و آینده ات جای کبودی ها

حل می شوم در استکان قــرص ها، در سم

محبوب من! خیلی از این کابوس می ترسم!

زل می زنم با گریــــــــه در لیوان آبی که

حل می شوم توی سؤال بی جوابی که

می ترسم از این آسمان که تار خواهد شد

از پنجره کــــــــــــه عاقبت دیوار خواهد شد

از دست های تو به دُور گردن این مرد

کـــه آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد!

از خون تــــــــــــو پاشیده بر آینده ای نزدیک

از عشق ما که سوژه ی اخبار خواهد شد!

می چسبمت مثل ِ لب سیــــــگار در مستی

ثابت بکن: هستم که من ثابت کنم: هستی

سرگیجه دارم مثل کابوس زمین خوردن

روزی هزاران بــــــــار مردن! واقعا مردن!!

بعد از تــو الکل خورد من را… مست خوابیدم

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم!

بعد از تو لای زخــــــــــــــم هایم استخوان کردم

با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم!

خاموش کردم توی لیوانت خدایــــــــــــم را

شب ها بغل کردم به تو همجنس هایم را

رنگین کمان کوچکی بـــر روی انگشتم

در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم

هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم

شب ها دراکولای غمگینی کـــــه من بودم!

و عشق، یک بیماری ِ بدخیم ِ روحی بـــود

تنهایی ام محکوم به سـ-کس گروهی بود

سیگار بــــــا مشروب بــا طعم هماغوشی

یعنی فراموشی… فراموشی… فراموشی

تنهــــــایی ِ در جمع، در تن های تنهایی

با گریه و صابون و خون و تو، خودارضایی

دلخسته از گنجشک ها و حوض نقاشی

رنگ سفیدت را به روی بوم می پاشی!

لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم

بـــــاور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم

پشت ِ سیاهی هــــای دنیامان سیاهی بود

معشوقه ام بودی و هستی و… نخواهی بود

مهدی موسوی

چهارشنبه 23 اسفند 1391

نمیدونم عنوانو چی بنویسم!!!

نویسنده: Ramin mosavi   

سلام به اونایی که مرتب سر میزنن
راستش اصلا حال حرف زدن ندارم یه چن روزی نیستم فقط خواستم بیامو پیشاپیش عیدو به همه تبریک بگم ولی انگاری عید امسال یجوریه نه ؟؟هیچ حسی نسبت بهش نداریم :(((
حد اقلش اینه که ما اینطور فک می کنیم
فعلا بای

شنبه 19 اسفند 1391

دگرسانی شیشۀ آتشفشانی

نویسنده: Erfan Purdayi   

ترجمۀ فصل 12 کتاب:

Fisher, R.V. & Schmincke, H.U. (1984) Pyroclastic Rocks. Springer-Verlag, Berlin, 472 pp

http://uploadtak.com/images/m1658__12___.pdf

پنجشنبه 17 اسفند 1391

رودکی

نویسنده: Erfan Purdayi   

ای آن که غمگنی و سزاواری | وندر نهان، سرشک همی باری

رفت آن که رفت و آمد آن کامد | بر رفته و گذشته چه غم داری؟

هموار کرد خواهی گیتی را | گیتی است؛ کی پذیرد همواری؟

مُستی مکن که ننگرد او مُستی | زاری مکن که نشنود او زاری

شو تا قیامت آید زاری کن؛ | کی رفته را به زاری، بازآری؟

اندر بلای سخت، پدید آید، | فضل و بزرگ مردی و سالاری

شنبه 12 اسفند 1391

On Raglan Road

نویسنده: Erfan Purdayi   

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ساعت فلش

دیکشنری آنلاین

نمایش آی پی

تصویر استاتیك

ابزار وبلاگ

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);