تبلیغات
ایستگاه زمین - غزل

ایستگاه زمین

بچه های 89 قبرستان !

جمعه 6 اردیبهشت 1392

غزل

نویسنده: Erfan Purdayi   

سبزه ها را گره زدم به غمت

غم ِ از صبر بیشتر شده ام

سال ِ تحویل ِ زندگیت به هیچ

سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم

خسته از انتظار و دوری ها

سال هایی که آتشم زده اند

وسط ِ چارشنبه سوری ها

ماه من بود و عشق دیوانه!

تا که یکدفعه آفتاب آمد

ماهی قرمزی که قلبم بود

مُرد و آرام روی آب آمد

پشت اشک و چراغ قرمزها

ایستادم! دوباره مرد شدم

سبزه ای توی جوی آب افتاد

سبز ماندم اگرچه زرد شدم

سبزه ها را گره زدم امّا

با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟

مثل من ذرّه ذرّه می میرند

همه ی سال های بی تحویل!

مهدی موسوی

BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:29 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I'm not sure whether this post is
written by him as nobody else know such detailed about
my trouble. You're incredible! Thanks!
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 08:38 ب.ظ
Thanks in favor of sharing such a fastidious thinking, post is
nice, thats why i have read it completely
mahsa
شنبه 15 تیر 1392 11:26 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ساعت فلش

دیکشنری آنلاین

نمایش آی پی

تصویر استاتیك

ابزار وبلاگ

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);